شنبه13اسفند90
دیروز قرار بود با خاله مریم بریم خونه. ساعت15:10 اومدم دنبالت. تو رو از خاله سمیه تحویل گرفتم.و رفتیم اتاق خاله مریم. خاله مریم هم داشت می اومد بیرون. با هم سوار ماشین شدیم و رفتیم. وقتی دم در خونه رسیدیم .با اینکه خونمون به خاطر خونه تکونی بازار شام بود. از خاله مریم خواستم بیاد خونمون. با هم رف...










